الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

142

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) سريّهء جهنى به سوى لحيانى واقدى مىگويد : طايفهء بنى لحيان از قبيلهء هذيل در ناحيهء عرنه ( كه نزديك عرفه در مكه است ) و اطراف آن جمع شده بودند و به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خبر رسيده بود كه فرماندهء آنها سفيان بن خالد افرادى را جمع كرده است و عدهء زيادى از جاهاى مختلف به وى ملحق شده‌اند . آنگاه از عبد الله بن انيس جهنى نقل مىكند كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله او را ( در اوايل محرم سال چهارم هجرى ) « 1 » فرا خواند و اين خبر را به اطلاع وى رسانيد و به او دستور داد كه به تنهايى حركت كند و سفيان را به قتل برساند . انيس مىگويد : من از هيچ كس نمىترسيدم ؛ اما سفيان را نمىشناختم ، لذا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : وقتى كه او را ببينى از او مىترسى و مىلرزى و به ياد شيطان مىافتى ! گفتم : اى رسول خدا ، من تا به حال از چيزى نترسيده و نلرزيده‌ام . فرمود : بله ، همين طور است ؛ ولى اين نشانهء تو است كه اگر او را ببينى ، كمى مىلرزى ! ( 2 ) من از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردم كه به من اجازه دهد هر حرفى كه مىخواهم بزنم و او فرمود : هر چيزى كه به نظرت رسيد ، بگو و خود را به خزاعه منتسب كن . او مىگويد : فقط شمشيرم را برداشتم و در روز دوشنبه ، پنجم محرّم با پاى پياده حركت كردم تا به قديد رسيدم . در آنجا با عدهء زيادى از خزاعىها برخورد كردم و خودم را به آنها منتسب نمودم . از آنجا كه پياده بودم ، مىخواستند كه مرا هم نيز بر ترك خود سوار كنند ؛ ولى قبول نكردم . همين طور پياده به سوى عرنه حركت كردم و هر كسى را كه مىديدم ، از وى سراغ سفيان بن خالد را مىگرفتم تا به وى برسم . تا اين كه به هنگام عصر به عرنه رسيدم و در آنجا او را ديدم كه با تكيه بر عصايش راه مىرود و عده‌اى از حبشىها و پيروانش به دنبال او حركت مىكنند . ( 3 ) هنگامى كه او را ديدم ، همانطور كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرموده بود ، هيبت‌اش مرا فرا گرفت و پيش خودم گفتم : صدق اللّه و رسوله . و در همان حالى كه راه مىرفتم نماز عصر را با اشاره خواندم . پس از آن كه به او نزديك شدم ، پرسيد : كه هستى ؟ گفتم : فردى از خزاعه هستم ، وقتى كه شنيدم افرادى را براى مقابله با محمد جمع‌آورى كرده‌اى ، آمده‌ام تا به تو ملحق شوم . گفت : درست است ،

--> ( 1 ) . ابن اسحاق اين سريّه را بدون تاريخ ذكر مىكند ( ج 4 ، ص 267 ) و واقدى تاريخ آن را به طور مضطرب نقل مىكند به اين صورت كه در مقدمهء كتاب فهرستى از غزوه‌ها و سريّه‌ها و در صفحهء 3 يك بار مىنويسد : در سى و پنجمين ماه و در بار ديگر در صفحهء 4 مىنويسد : در ماه محرم سال ششم ، سپس تاريخ دوم را با تفصيل بيشترى در صفحهء 531 نقل مىكند و مىگويد در پنجاه و چهارمين ماه هجرت . و اين در حالى است كه در بحث از غزوهء رجيع در صفحهء 354 مىنويسد : كشتن عاصم بن ثابت به انتقام كشته شدن سفيان بن خالد بوده است و اين مطلب تاريخ اوّلى ( سى و پنجمين ماه ) را ترجيح مىدهد ؛ چنان كه مسعودى هم در التنبيه و الاشراف ، ص 212 آن را ترجيح مىدهد .